اول.
خیابا ن اول...سمت راست.سر چهارراه. بزرگراه رسالت بسته است.ساعت هفت و نیم صبح.
راهی نمانده.
پلاکاردی بزرگ: "کی به هم می رسد ای یار نگاه من و تو!"
کی؟!
********
دوم..
- "هامیلتون آدم باهوشی بوده.کسی هم نفهمید او این اصـل رو از کجا آورد.اما یک کم که بریم جلو می فهمیم که از تقارن فضا این اصـل رو می شه استخراج کرد..."
برگهای درخت کنار پنجره سرش را داخل کلاس کرده است.
- "از این به بعد به نیوتن کار نداریم...(صدای اینتر صفحه کلید) با معادلات لاگرانژ کار می کنیم...."
تق!
برق رفت.
ویدئو پروژکتور خاموش مرد...
*********
سوم...
وارد کلاس نشده ای که جلو می دود.
- "خانوم! خانوم! یه چیزی بگیم؟ "
دخترک دسته های روسری ات را چسبیده و با آن بازی می کند!
-"خانوم ما یک خاله داریم که فیـزیک خونده.اسمش هم مثل شما ... است.تازه خیلی هم شبیه شماست!"
چشمهایش را در چشمهایت دوخته و منتظرعکس العمل.
من خاله اش نیستم!
*********
چهارم....
-" نه اشتباهه. یک بار دیگه تکرار کن."
-"...وکان الله علیما حکیما "
- "نه! دقت کن. یک حرف رو داری جابجا می گی"
- "...انّ الله کان علیما حکیما "
- "باریکلا.احسنت. خانوم (فلانی) به من گفته از شما سخت سخت بپرسم!"
- "لطف دارن ایشون!!"
- "امری نیست فعلا؟"
بوق آزاد!
*********
پنجم.....
-"خوب طبقه بندی اینها چه جوریه؟ مثلا گل و خار، خانه و خاک ،پونز و...پلاستیک! ،یا میمون و موز....دیگه چی؟ "
فائزه و فاطمه آخر کلاس می خندند.
- "چی شده؟! "
- "خانوم حالا اومد و یکی گفت میمون و پونز با هم!"
معلم بلند بلند می خندد...
- "اِ اِ خانوم سوختید! بالاخره شما رو خندوندیم!"
**********
ششم......
- "ببین چند تا شورا داریم. سیاسی ،علمی ، فرهنگی. کدومو می خوای؟ بیا تو سیاسی! خوبه ها..."
- "ای بی سلیقه! سیاسی که اصلا. یا فـرهنگی یا علمی..."
صدای اکـو بلند می شود.
"اللهم صلّ علی محمد و آل محمد واسمع دعائی اذا دعوتک و اسمع ندائی اذا ناجیتک..."
**********
هفتم.......
صفحه گوگل تازه باز شده.
صدای اذان ظهر می آید.
-" سایت تا ساعت دو تعطیله! بلند شید! "
صفهای جماعت را خوب نبسته اند...
"اللهم کن لولیک الحجة بن الحسن صلواتک علیه و علی آبائه..."
برای تعقیبات نماز کتاب لاتیـن را جلوی خود باز کرده ام!...
**********
شلوغ است اینجا...
چیزی کم است!
چیزی اصیل تر،شفاف تر،حقیقی تر...
چیزی به اصالت محبت
به شفافیت خلوص
و حقیقتی به وضوح "تو"!
**********
....
**********
چه خوب که رمضان می آید...
که غروب ها بوی "ربنـّا " بگیرند و سحرگاهان عطر "اللهم انّی اسئلک من بهائک..."
چه خوب که رمضانی هست...
چه خوب که شب قدری هست...
چه خوب که خدایی هست...
**********
اعلموا انـــّما الحیوة الدنیا لعب و لهو...
**********
ماه خشکی بطن و آبادی باطن، امساک میهمان و احسان میزبان، بر هرکه دعوت شده در این بزم است فرخنده و مبارک...